تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی فیلم
اولین مجله اینترنتی فیلم / عکس ، میان پرده ، معرفی فیلم ، خبر ، مقاله
دوستان و خوانندگان عزیز سلام:

بازهم حدود ۱ ماه نتوانستم آپدیت کنم اما سعی دارم که از این به بعد  همچون گذشته آپ دیت باشم.

از اینکه به این بلاگ سر می زنید سپاسگزارم .

منتظر نظرات گرم شما هستم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 0:49  توسط کامی  | 

دنباله‌هايي كه نبايد ساخته مي‌شدند

هاليوود سابقه طولاني در از ميان بردن سابقه ذهني از فيلم‌هاي باارزش كلاسيك دارد اما به‌نظر مي‌رسد سنت ساخت نسخه‌هاي تازه از آثار كلاسيك قديمي بيش از حد بي‌مبالات شده است.

 در سال‌هاي اخيرهالیوود بيش از گذشته به روند ساخت نسخه‌هاي تازه فيلم‌هاي قديمي به‌عنوان راهي براي كسب درآمد و تداوم حياتش نگاه مي‌كند. از فيلم Taking  of  Pelham 123 كه در هفته گذشته به اكران در آمد تا فيلم شهرت كه در سپتامبر اكران مي‌شود و يا فيلم برخورد غول‌ها كه در بهار آينده روي پرده سينماها مي‌آيد همگي فيلم‌هايي هستند كه زماني در اذهان سينما‌دوستان به‌عنوان آثار كلاسيك جاي گرفته بودند.

برخي از اين فيلم‌هاي تازه همچون رابطه توماس كراون از جان مك‌تيرنان توانسته‌اند جان تازه‌اي به يك فيلم تاريخ مصرف گذشته بدهند ولي همين مك‌تيرنان در ساخت نسخه جديد ديگري از فيلمي دهه‌هفتادي به نام رولربال چندان موفق نبود.

برخي از اين بازسازي‌ها هم با كارگردان و عواملي شناخته‌شده و موجه به نتايج فاجعه باري انجاميد. رواني از گاس‌ون‌سانت يك نمونه روشن از اين دست بازسازي‌ها به‌شمار مي‌آيد. اين فيلم بازسازي شات‌به‌شات شاهكار آلفرد هيچكاك بود و بازي ويليام اچ‌ميسي در نقش كارآگاه در آن گرچه بدون نقص به‌نظر مي‌رسيد ولي فيلم در‌نهايت يك افتضاح كامل لقب گرفت و گاس‌ون سانت كه براي فيلم‌هايي چون فيل تحسين شده بود اين بار نتوانست حتي به سايه استاد بزرگ سينما نزديك شود.

اما با وجود اينكه برخي هنوز از نبوغ هيچكاك در ساخت اين فيلم و يا سرگيجه صحبت مي‌كنند نبايد فراموش كرد كه خود استاد هم در ساخت نسخه‌هاي بازسازي شده تبحر چنداني نداشت. هيچكاك 2دهه پس از ساخت فيلم مردي كه زياد مي‌دانست در سال‌1934، تصميم به بازسازي آن با بازي دوريس‌دي و جيمزاستوارت گرفت اما او بعدها اعتراف كرد كه فيلم اول او به‌مراتب بهتر از اين اثر تجاري بود؛ هر چند كه او در سال‌1956 ديگر خود را فيلمسازي در اوج و حرفه‌اي مي‌دانست.

پس اگر هيچكاك در بازسازي فيلم خود چندان كاري از پيش نبرد پس تلاش ميشائيل هانكه، فيلمساز اتريشي در بازسازي فيلم بازهاي بامزه خود در آمريكا هرگز نمي‌توانست توجيهي داشته باشد. اين فيلم در كنار اينكه اجازه تماشاي زجر كشيدن تيم راث و نائومي واتس به دست چند جوان ساديسمي را مي‌داد، بازسازي شات به شات ديگري براي رسيدن به هدفي نامعلوم بود. فيلم سال‌1997 هانكه با عدم‌استفاده از رنگ، يكي از تاثير‌گذارترين فيلم‌هاي تاريخ سينما در مورد خشونت است اما كساني كه شانس ديدن آن را نداشتند گزينه جديد ولي بي‌معنايي را داشتند.

بي‌معناتر از تلاش هانكه، نسخه سينمايي تيم برتون از فيلم سياره ميمون‌ها بود. در اين فيلم با بازي چارلتون هستون كه در سال‌1968 اكران شد او نقش فضانوردي را ايفا مي‌كند كه پس از سانحه‌اي به ناچار در سياره ميمون‌ها فرود آمد.اگر ما بتوانيم از بازي خنده‌دار مارك والبرگ در نقش چارلتون هستون و همچنين گريم و حركات مسخره هلنا بونهام كارتر بگذريم قطعا پايان جديد فيلم را بايد گناهي نابخشودني از تهيه‌كننده و كارگردان آن بدانيم كه قصد داشته با اين تغيير توجيهي براي نگاه نادرست خود به داستان و نسخه اصلي دست و پا كند.

اين پايان به قدري عجيب- البته از بعد منفي- بود كه خود برتون نيز بعدها اعتراف كرد مفهوم آن را درك نكرده است، درحالي‌كه در فيلم اصلي چارلتون هستون با ديدن مجسمه غرق شده آزادي متوجه مي‌شد هنوز روي زمين است.

اما اين تنها ژانر علمي- تخيلي نيست كه آماج تهيه‌كنندگان پول دوست قرار گرفته است و ژانر وحشت نيز در اين بازار بي‌نصيب نمانده است. آخرين خانه سمت چپ (1972)، طالع‌نحس (1976)، تپه‌ها چشم دارند (1977)، هالووين (1978)، و جمعه سيزدهم (1980) تنها بخشي از فيلم‌هايي هستند كه در اين سال‌ها براي عرضه به نوجوانان بازسازي شده‌اند ولي در ميان آنها تنها به يك مورد قابل اعتنا برخورد مي‌كنيم كه بازسازي فيلم حادثه اره‌برقي تگزاس بود كه هر چند فاقد فضاي مستند‌گونه فيلم اول بود اما در عين حال با انتخاب خوب بازيگران، كاري قابل‌قبول تلقي مي‌شد.

اما در اين شيوه ايجاد آثاري تازه براي كسب درآمد تهيه‌كنندگان يكي از بهترين راه‌هاي دستيابي به سوژه‌هاي بكر را سر زدن به آثار كارگردان‌هاي آسيايي مي‌دانند چرا كه اگر سينما دوستان با فيلم‌هايي چون طالع‌نحس و يا شهرت آشنايي دارند و بعضا نسخه‌هاي قديمي را ديده‌اند كمتر كسي به سراغ نسخه اصلي زير نويس دار فيلم روابط شيطاني مي‌رود و مارتين اسكورسيزي با خاطري آسوده‌تر مي‌تواند مردگان را بسازد و براي آن اسكار دريافت كند.

اما هر چقدر فيلم اسكورسيزي اثري قابل تامل بود، كار رونالد ‌امريخ در بازسازي فيلم ژاپني گودزيلا كاري عبث و بي‌معني بود. فيلم در سال‌1954 به‌عنوان تلاشي براي پاسخ به هراس دروني مردم ژاپن از زندگي در عصر اتم بود اما امريخ اين داستان را به نيويورك آورده بود و هيولاي آن را همچون عنكبوتي غول‌آسا در شهر مي‌چرخاند.در كنار اينها سينماي انگلستان هم از روند بازسازي‌هاي غيرمعقول در امان نمانده و فيلم‌‌هاي مايكل كين همچون الفي (1966)، حرفه ايتاليايي(1969)، بازرس(1972)و كارتر را بگيريد (1971)در اين روند گرفتار شده‌اند.

ولي در برخي از اين بازسازي‌ها براي حفظ احترام كين از او خواسته شد تا در مقابل دريافت دستمزدي هنگفت در نقشي متفاوت در نسخه بازسازي شده بازي كند و از نزديك شاهد نابود شدن همه چيز باشد. براي مثال در سال‌2000 او در بازسازي كارتر را بگيريد حضور يافت تا ببيند كه چگونه سيلوستر استالونه با بازي در نقش جك كارتر فيلم را نابود كرد و يا در بازسازي بازرس نقشي را ايفا كرد كه قبلا لارنس اوليويه ايفا كرده بود.اما با وجود تمامي اين كاستي‌هاي آشكار، ساخت اين دنباله‌ها براي پر كردن سالن‌هاي سينما ادامه دارد و به‌نظر نمي‌رسد هيچ تهيه‌كننده‌اي حاضر باشد چشم خود را به روي اين شيوه درآمدزايي ببندد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 17:45  توسط کامی  | 

 

تغییرات در اسکار امسال

آكادمي اسكار همچنان تغيير در شيوه داوري را ادامه مي‌دهد. پس از افزايش نامزدهاي بهترين فيلم از 5 به 10 فيلم، حالا نوبت به تغيير شيوه راي‌گيري رسيده است.

چنان‌كه ورايتي گزارش داده امسال 5800 عضو راي‌دهنده آكادمي در بخش بهترين فيلم از بين 10 نامزد نهايي، فيلم‌هاي مورد نظر خود را به‌ترتيب اولويت انتخاب مي‌كنند.

به اين ترتيب با شيوه امتياز‌دهي جديد، الزاما فيلمي كه بيشترين راي اول را آورده باشد، برنده اسكار بهترين فيلم نمي‌شود و شايد آثاري كه در رده‌هاي ديگر راي‌ها و در واقع امتيازهاي بالاتري كسب كرده‌اند، اين جايزه را دريافت كنند.

Rise in Oscar Nominees Brings New Voting Rules

برپاكنندگان اسكار، امسال گويا قصد دارند مراسمي متفاوت برگزار كنند. اسكاري كه ابتدا زمان برگزاري‌اش تغيير كرد، بعد تعداد نامزدهاي بخش بهترين فيلم دوبرابر شد و حالا شيوه انتخاب بهترين فيلم دچار تغيير مي‌شود.

تام شراك، رئيس جديد آكادمي اسكار در تشريح شيوه تازه راي‌گيري از اعضاي آكادمي براي انتخاب بهترين فيلم گفت: امسال اعضا علاوه بر اينكه كنار فيلم برگزيده خود در بخش بهترين فيلم اسكار يك علامت مي‌گذارند، بايد به‌ترتيب اولويت فيلم‌هاي دوم تا دهم را هم انتخاب كنند. در اين صورت شركت پرايس‌واترهاوس‌كوپرز مي‌تواند برنده اسكار بهترين فيلم را براساس حمايت اكثريت اعضاي آكادمي معرفي كند.

براساس روش جديد ارزش‌گذاري و راي‌گيري، برنده جايزه اسكار بهترين فيلم لزوما فيلمي نخواهد بود كه بيشترين راي اول را به‌خود اختصاص داده است؛ به‌ويژه اگر فيلم‌هايي توانسته باشند تعداد زيادي راي دوم و سوم را از آن خود كنند، مي‌توانند در اين روش به كسب جايزه اسكار بهترين فيلم اميدوار باشند.

آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي جزئيات تغيير در نحوه راي‌گيري بخش بهترين فيلم را 2 ماه پس از آن اعلام كرد كه هيأت‌مديره آكادمي در تصميمي شگفت‌انگيز و ناگهاني تعداد نامزدهاي اين بخش را از 5 فيلم به 10 فيلم افزايش داد. ضمن اينكه روش انتخاب نامزدهاي بخش بهترين فيلم هيچ تغييري نسبت به رشته‌هاي ديگر نخواهد داشت.

از ميان 10 نامزد نهايي بخش بهترين فيلم اگر فيلمي بتواند بيش از 50 درصد آراي اول راي‌دهندگان آكادمي را از آن خود كند، به‌عنوان برنده اسكار بهترين فيلم برگزيده و معرفي خواهد شد. اگر هيچ فيلمي نتواند به اين ركورد برسد، فيلم‌هايي كه به‌ترتيب كمترين راي اول را آورده‌اند حذف مي‌شوند و در نهايت برنده اسكار براساس امتياز نهايي مشخص مي‌شود.

آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي پيش از اين يك‌بار تا سال 1943 - دوره‌اي كه فيلم سينمايي كازابلانكا به كارگرداني مايكل كورتيز اسكار بهترين فيلم را برد - به‌مدت 9 سال 10 فيلم را نامزد كسب اين جايزه معتبر مي‌كرد. در سال‌هاي 1931 و 1932 اين تعداد 8 فيلم و در سال‌هاي 1934 و 1935 تعداد نامزدهاي بخش بهترين فيلم 12بود.

روش ترجيحي براي انتخاب بهترين فيلم در مراسم اسكار پيش‌تر 2 بار در سال‌هاي 1944 و 1945 استفاده شده بود، گرچه در آن سال‌ها تعداد نامزدهاي اين بخش 5 فيلم بود. هشتادو‌دومين دوره مراسم اسكار هفتم مارس 2010 برگزار و فهرست نامزدهاي نهايي تمام رشته‌ها روز دوم فوريه اعلام مي‌شود.

اما چه فيلم‌هايي شانس جدي براي رقابت در بخش بهترين فيلم را دارند؟ از فيلم‌هايي كه تاكنون اكران شده‌اند، تقريبا هيچ گزينه‌ جدي‌اي وجود ندارد و شايد تنها «لعنتي‌هاي بي‌آبرو» كه به تازگي اكران شده‌ از فيلم‌هاي تابستان امسال، قدري شانس براي موفقيت در اسكار داشته باشد.

در اسكار امسال مثل ادوار گذشته، شانس فيلم‌هاي اكران پاييزي براي كسب توفيق بالاتر است؛ زماني كه آخرين ساخته‌هاي مارتين اسكورسيزي، كلينت ايستوود، استيون سودربرگ و پيتر جكسون روي پرده بيايند.

پيتر جكسون با «استخوان‌هاي دوست داشتني» شانس بالايي براي موفقيت در اسكار دارد. اسكورسيزي هم با «شاتر آيلند» پس از توفيق «رفتگان» يك بار ديگر با دي‌كاپريو - بازيگر ثابت آثار اين سال‌هايش - يك بخت بالقوه است.

شكست‌ناپذير هم فيلمي درباره نلسون ماندلا با بازي مورگان فريمن است كه ايستوود كارگردان محبوب آكادمي آن را كارگرداني كرده است. از «خبر‌چين» آخرين ساخته سودربرگ هم كه مت ديمن در آن حضور يافته نبايد غافل شد.

«بالا» احتمالا تنها انيميشن امسال است كه در بخش بهترين فيلم حضور مي‌يابد. بازگشت جيمز كامرون با «آواتار» را هم بايد جدي گرفت. خيلي‌ها منتظرند تا ببينند سازنده تايتانيك پس از سال‌ها چه كرده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 17:42  توسط کامی  | 

این هفته هفته  قبل عنوان کمپانی ارائه کننده بیشترین فروش در آخر هفته فروش کل مدت انتشار به هفته تعداد  سالنهای نمایش
1 -

The Final Destination 

(مقصد نهایی)

Warner Bros. Pictures Distribution $27,408,309 $27,408,309 1 3121
2 1 Inglourious Basterds The Weinstein Company, Universal Pictures $19,303,653 $73,022,841 2 3165
3 -

Halloween II

(هالوین ۲)

The Weinstein Company $16,349,565 $16,349,565 1 3025
4 2

District 9

(بخش ۹)

TriStar Pictures $10,270,435 $90,383,712 3 3180
5 3

G.I. Joe: The Rise of Cobra

(جی.آی.جو:ظهور کبرا)

Paramount Pictures $7,715,572 $132,151,954 4 3467
6 5

Julie & Julia

(جولی و جولیا)

Sony Pictures Releasing $7,035,675 $70,628,063 4 2503
7 4

The Time Traveler's Wife

(همسران زمان نورد)

Warner Bros. Pictures Distribution

$6,452,270 $47,900,418 3 2961
8 6

Shorts

(کوتاه ها)

Warner Bros. Pictures Distribution $4,511,345 $13,206,697 2 3105
9 -

Taking Woodstock

(گرفتن دارکوب)

Focus Features $3,457,760 $3,478,335 1 1393
10 7

G-Force

(جی فورس )

Buena Vista Pictures Distribution $2,824,808 $111,780,350 6 1926
11 8

Harry Potter and the Half-Blood Prince

(هری پاتر و شاهزاده دو رگه)

Warner Bros. Pictures Distribution $2,466,423 $294,258,075 7 1508
12 13

(500) Days of Summer

(۵۰۰ روز تابستان)

Fox Searchlight Pictures $2,008,956 $25,203,886 7 909

 

جدول فروش فیلمها (باکس آفیس) به تاریخ 28 آگوست 2009 (12 فیلم)

US Box Office

 

جدول باکس آفیس

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 17:30  توسط کامی  | 

دوستان سلام : حدود ۲ ماه یا 1 ماه و خورده ای آپ نداشتم .   ولی تو این یک ماه و اندی تا جایی که شد فیلم ایرانی نگاه کردم .

 

انشاالله دیگه بتونم مرتب آپدیت کنم.

منتظر باشید.... .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 17:13  توسط کامی  | 

فرخ لقا هوشمند بازیگر با سابقه سینما و تلویزیون ایران صبح روز ۲۱ تیر ماه در گذشت.

وی از چندی قبل به دلیل عارضه مغزی در بیمارستان بستری بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 0:42  توسط کامی  | 

تولدهای 20 تیر 1388 برابر با 10 جولای 2009

امیدوارم که حال همه خوب باشه ...

تولدهای افراد و بازیگران و دست اندر کاران سینما به شرح زیر است:

۱- شیوفر اجیوفر ۳۵ ساله شد.

۲- آدریان گرینیه ۳۳ ساله شد.

۳- جسیکا سیمپسون ۲۹ ساله شد.

Jessica Simpson at the after-party for the LA premiere of Lionsgate Films' Employee of the Month

۴- الن کوراس ۵۰ ساله شد.

۵- الک ماپا ۴۴ ساله شد.

۶- پیتر سرافینوویکز ۳۷ ساله شد.

۷- جان کیلبرت (مرحوم شده به سال ۱۹۳۶!!!!) هم در آن دنیا برای خود تولد گرفت!!!

۸- سفیا ورگارا ۳۷ ساله شد.

۹- کریستف هوچهاسلر ۳۷ ساله شد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 2:1  توسط کامی  | 

مصاحبه روزنامه همشهری با مهتاب کرامتی:

  • بازيگري روياي نوجواني‌تان بود؟

بله. از دوران كودكي اين علاقه در من بود و هيچ‌وقت آن روزها را  فراموش نمي كنم. تماشاگران نمايش‌هاي آن دوران من و خواهرانم، اعضاي خانواده بودند. آنها را مجبور مي‌كرديم بنشينند و نمايش‌هاي ما را تماشا كنند. من و خواهر بزرگ ترم يك تخت دو طبقه داشتيم و وقت هاي زيادي را با يكديگر سر مي‌كرديم. او هميشه به عنوان سرگروه  عمل مي‌كرد. كتاب‌هايي را كه دوست داشتيم و قبل از اين خوانده بوديم، تمرين مي‌كرديم و علاقه‌مند بوديم آنها را اجرا كنيم. هرچه‌قدر  كه اين نمايش‌ها كودكانه بود،ولي  برايمان اهميت زيادي نداشت. اين نمايش‌ها كه بيشتر شبيه يك بازي بود، برايم به صورت يك خاطره خوش باقي مانده است. با پارچه‌هاي مختلف براي خودمان لباس درست مي‌كرديم و هنگام نمايش آنها را مي پوشيديم. اين علاقه هميشه در من وجود داشت و يكي از بازي‌هاي دوران كودكي و نوجواني من با بزرگ ترها همين بود. در مدرسه هم هميشه كار تئاتر را دنبال مي‌كردم و از همان زمان دوست داشتم كه حرفه بازيگري را ادامه دهم. ولي خب، رشته تحصيلي‌‌ام نه بازيگري كه ميكروبيولوژي است. خانواده‌ام به تحصيل در زمينه علم خيلي اهميت مي‌دادند. دو خواهر دارم و خواهر بزرگ ترم دكتر داروساز است. مادرم از زماني كه يادم مي‌آيد درس مي‌خواند و يادم مي‌آيد، كه ما همه با هم دانشجو بوديم. مادرم مهندس صنايع غذايي و استاد دانشگاه است. خواهر كوچك ترم هم كه دارد تحصيل مي‌كند.
بعد از تمام شدن تحصيل دانشگاهي‌ام، سعي كردم كلاس‌هاي بازيگري را شروع كنم و از اين طريق وارد فعاليت‌هاي هنري بشوم.

  • يعني اول درس هاي دانشگاه را خوانديد و بعد گفتيد حالا وقتش رسيده كه بروم سراغ سينما و بازيگري؟

همين الان هم به نوجوانان و جوانان علاقه‌مند پيشنهاد مي‌كنم فكر نكنند بعد از اين كه ديپلم را گرفتند، بهترين كار اين است كه جذب بازار كار سينما شوند. به نظر من آنها بايد يك كار ديگر در كنار كار سينما داشته باشند. حداقل اين كه امرار معاش آنها از طريق كار ديگري باشد تا بتوانند به اين حرفه به صورت ديگري نگاه كنند و نه فقط به عنوان حرفه‌اي براي پول در آوردن.

  • كارگرداني نمايش‌هاي دوران كودكي و نوجواني با شما بود يا خواهرتان؟

او هميشه ليدر(هدايت كننده)  بود. ولي كار خيلي جالبي كه مي‌كرديم اين بود كه هر بار شخصيت‌هاي نمايش‌ها را جابه جا مي‌كرديم. يعني هر بار كه نمايشي را دوبار اجرا مي‌كرديم، جاي شخصيت‌ها را با هم عوض كرده و هر دوي ما هر دو نقش را بازي مي‌كرديم. اين كار تجربه خيلي لذت‌بخش و خوبي بود.

  • به اين ترتيب، كتاب هم زياد مي‌خوانديد تا بتوانيد نمايش‌هاي بيشتري اجرا كنيد.

بي‌نهايت. همين الان هم خيلي كتاب مي‌خوانم. من با خانواده زندگي مي‌كنم و خيلي وقت‌ها مادرم مي‌گويد «خدا نكنه كتاب به دستت بگيري.» تا  كتاب را تمام نكنم، آن را به زمين نمي‌گذارم. داستان‌هاي مصور را خيلي دوست داشتم. خاطرات خيلي زيادي از كتاب‌هاي «تن‌تن و ميلو» داشته و دارم. اين كتاب‌ها، داستان‌هاي سينمايي خيلي خوبي دارند و مي‌توان براساس آنها، فيلم‌هاي جذابي براي بچه‌ها ساخت. حتي همين الان هر چند وقت يك بار كه حالم كمي بد مي‌شود، به سراغ اين كتاب‌ها مي‌روم و يك «تور تن‌تن و ميلو» به راه مي‌اندازم. خواندن آنها انرژي تازه‌اي به من مي‌دهد.

  • هنوز هم كتاب‌هاي دوران كودكي و نوجواني‌تان را داريد؟

بله. آنها بخش مهمي از خاطرات آن دوران هستند. خود آن دوران تمام شده، ولي يادگارهاي آن مرا به آن روزها مي‌برد.

  • حالا كه به دوران نوجواني‌تان فكر مي‌كنيد، احساس رضايت مي‌كنيد؟

مي‌خواهم دوباره به كمي قبل از آن، يعني كودكي برگردم. از همان زمان بچه خيلي شيطاني بودم.

  • يعني ديوار راست را مي‌گرفتيد و بالا مي‌رفتيد؟!

بله، دقيقاً همين‌طور است. ما سه خواهر بوديم و همه چيز را روي سرمان مي‌گذاشتيم. حتي بعضي وقت‌ها ندانم‌كاري‌هاي خطرناكي مي‌كرديم ، مثلاً در آشپزخانه چيزي را به آتش مي‌كشيديم و البته بعد هم سروكارمان با تنبيه بود. بدترين تنبيه اين بود كه حق تماشاي برنامه‌هاي كودك را نداشتيم. ولي كتاب خواندن به من آرامش خاصي مي‌داد و آرامم مي‌كرد. مطالعه ذهنم را كاملاً درگير مي‌كرد و اگر كسي با من صحبت مي‌كرد، نمي‌شنيدم. يك جورهايي در مطالعه غرق مي‌شدم. اولين رماني كه به پيشنهاد مادرم خواندم «بابا لنگ‌دراز» بود. الان كارتون آن را تلويزيون نشان مي‌دهد و بچه‌ها هم خيلي دوستش دارند.

  • پس در حقيقت مادرتان براي اين كه جلوي شيطنت‌هاي شما را بگيرد، كتاب به  شما  ‌داد و كتابخوان‌تان كرد؟

دقيقاً. اين مسئله علاقه مرا به مطالعه سازمان داد. بزرگ ترين سرگرمي من بعد از فيلم ، كتاب خواندن است. كتاب چيزي است كه هميشه در دسترس است و به همين دليل، زمان بيشتري از اوقات فراغت مرا  مي‌گيرد.

  • زمان اجراي آن نمايش‌هاي بچگانه، هيچ وقت فكر مي‌كرديد روزي بازيگر سينما شويد و در مقابل دوربين نقش بازي كنيد؟

هيچ وقت و به هيچ عنوان. حتي زماني كه درسم تمام شد، هنوز به اين مسئله فكر نمي‌كردم. يادم مي‌آيد در صف نمايش «عشق آباد»، حبيب رضايي را كه از دوستان خانوادگي‌مان بود، ديدم و پرسيدم چه‌كار مي‌كني؟ او گفت در حال كار بر روي مجموعه «خانه سبز» است. كنجكاو شدم و پرسيدم از چه طريقي كار هنري را شروع كرده است. من هم به بازيگري علاقه‌مند بودم و مي‌خواستم وارد اين حرفه شوم. ولي مي‌خواستم اين كار به صورت آكادميك باشد. تا قبل از آن چند بار هم به صورت‌هاي مختلف دعوت به بازي در فيلم شده بودم. ولي فكر مي‌كردم اين نوع ورود، نمي‌تواند ورود خوب و درستي باشد. او به من كلاس‌هاي آزاد بازيگري آقاي تارخ را پيشنهاد كرد. در دوره دوم اين كلاس ثبت‌نام كردم. حتي آن زمان هم فكر مي‌كردم فقط به اين كلاس‌ها مي‌روم و چيزي ياد مي‌گيرم. تصورش را هم نمي‌كردم كه اين كار به بازيگر شدنم منتهي مي‌شود.

  • پس از ظاهر شدن در جلوي دوربين، سينما را چه‌طور ديديد؟ شبيه همان چيزي بود كه قبل از آن تصورش را مي‌كرديد؟

شايد آشنايي من با بازيگري، بيشتر يك آشنايي تئاتري بود و قطعاً آن مي‌توانست برايم خيلي ملموس‌تر باشد. سينما در همان كار اول، كار خيلي سنگيني بود و همان اول  تمام سختي‌هاي كار را به من نشان داد. فهميدم كه به هيچ وجه اين حرفه، با خوشي و تفريح همراه نيست، ابداً! سختي كار خيلي بيشتر و فراتر از آن چيزي است كه ما و يا نوجوانان فكر مي‌كنيم.

  • به عنوان يك بازيگر چه‌طور با اين سختي‌ها كنار آمديد؟

دلم مي‌خواهد كه به اين موضوع اشاره كنم ،  هر روز كه مي‌گذرد شرايط تغيير مي‌كند. قطعاً شرايط نوجوان و جوان امروزي با شرايطي كه من داشتم (و شايد مربوط به يك زمان خيلي دور هم نباشد) متفاوت است. اين روزها ديد خانواده‌ها متفاوت شده است. در حال حاضر، خانواده‌هاي ما پذيرفته‌اند كه سينماي ما مسير متفاوت و خوبي را طي مي‌كند. شايد آن روزها ما بايد به خانواده‌هايمان پاسخ داده و يا آنها را قانع مي‌كرديم كه بايد به كلاس‌هاي بازيگري برويم. ولي حالا مي‌بينم كه پدر و مادرها، فرزندان خود را پس از آن كه ديپلم گرفتند، به كلاس‌هاي بازيگري مي‌فرستند تا بيكار نباشند. اين كار خوبي است، ولي اين احتمال وجود دارد كه اين جواني كه به اين كلاس‌ها مي‌رود، واقعاً علاقه‌اي به بازيگري نداشته باشد. براي ورود به اين كلاس‌ها، واقعاً بايد عشق و علاقه داشت. كسي كه به اين كار علاقه دارد، وقت زيادي بايد براي آن بگذارد و اين مسئله بايد خودش را به شكل آشكاري نشان دهد. وقتي هدف آدم ايده‌آل باشد، سختي‌هاي كار را هم تحمل مي‌كند.

  • پس سختي‌هاي كار را از همان ابتدا پذيرفتيد؟

الگوهاي خيلي خوبي براي كار داشتم و خوشبختانه در شروع كارم با آقاي پرويز پرستويي كار كردم. او الگوي خيلي خوبي براي من بود، زيرا در كنار اخلاق حرفه‌اي، صبر و تحمل فوق‌العاده‌اي دارد. يكي از مهم‌ترين درس‌هاي بازيگري اين است كه هميشه سر وقت در محل فيلم‌برداري حاضر باشي. بعضي‌ها فكر مي‌كنند بازيگران تنبل هستند و دير از خواب بلند مي‌شوند. من اين را در بازيگران خوب كشورمان نمي‌بينم. جوان‌ها و نوجوان‌ها اگر مي‌خواهند اين كار را شروع كنند، خيلي خوب است كه نكته‌هاي مثبت را بگيرند و پرورش دهند. آنها بايد بدانند كه به هرحال به عنوان يك الگو، بايد بهتر عمل كنند. ما بازيگران كمتر حق اشتباه داريم، ‌زيرا ديده مي‌شويم. براي مثال مردم دوست ندارند ما در كوچه‌ و خيابان قانون راهنمايي و رانندگي را جدي نگيريم، يا در كل به قانون احترام نگذاريم. شايد اگر كسي مرا نمي‌شناخت، مي‌توانستم راحت‌تر رانندگي و يا حتي زندگي كنم. اما الان چون ديده مي‌شوم، بايد مراقب كارهايم باشم، ‌زيرا نوع رفتار و عمل من مي‌تواند يك الگوي خوب يا بد به آنها بدهد.

  • با توجه به آنچه كه گفتيد،شما هم براي بازيگر شدن مجبور بوديد خانواده را قانع كنيد؟

بله، قطعاً. آنها راضي نبودند من وارد اين حرفه شوم. البته به آنها حق مي‌دهم. ذهنيتي كه آنها از سينما و بازيگري داشتند، سينماي قبل از انقلاب بود كه برايشان خيلي جذاب نبود. من به خانواده‌ام گفتم مي‌توانم در اين حرفه كار كرده و ثابت كنم كه مي‌شود بسيار مثبت و سالم زندگي كرد و جلو رفت. حالا هم خيلي خوشحالم كه پدر و مادر و خانواده‌ام به دليل حرفه‌اي كه دارم، به من افتخار مي‌كنند.

  • در دوازده سالي كه فعاليت حرفه‌اي بازيگري داشته‌ايد، شما را هيچ‌وقت در فيلمي كه براي بچه‌ها ساخته مي‌شود، نديده‌ايم. چرا؟ پيشنهادي  نداشته‌ايد؟

سال قبل يكي از مهمانان جشنواره فيلم كودك و نوجوان همدان بودم. وقتي به جشنواره دعوت شدم، با حسرت پرسيدم مگر ما فيلم كودك و نوجوان هم داريم؟ تعداد فيلم‌هايي كه براي بچه‌ها ساخته مي‌شود، با گذشت زمان آن‌قدر كم شده كه حالا ديگر اصلاً اين فيلم‌ها به چشم نمي‌آيد. در صورتي كه سينماي ما واقعاً توانايي توليد اين گونه فيلم‌ها را دارد. كشور ما جمعيت جوان و نوجوان خيلي زيادي دارد. اگر كارگردانان ما حمايت شوند، مطمئن هستم كه به سراغ ساخت فيلم كودك و نوجوان مي‌روند. ما فيلم‌سازان خيلي خوبي داريم كه اين روزها ديگر براي بچه‌ها فيلم نمي‌سازند، مثل آقاي كيومرث پوراحمد. در عين حال، اين بدشانسي را داشته‌ام كه هيچ وقت بازي در يكي از فيلم‌هاي كودك و نوجوان به من پيشنهاد نشده است. خيلي دوست دارم اين اتفاق بيفتد و بازيگر يكي از اين فيلم‌ها باشم. تجربه بازي در چنين فيلمي برايم جذاب است.

  • در كنار فعاليت‌هاي بازيگري، با سازمان يونيسف هم همكاري داريد. براي خوانندگان دوچرخه مي‌گوييد وظيفه اين سازمان چيست و شما  چه‌كار مي‌كنيد؟

يونيسف، صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل است. در واقع يكي از شاخه‌هاي سازمان ملل است، اما تمام فعاليت آن مربوط به كودكان و نوجوانان است. ما وقتي در باره كودك و نوجوان صحبت مي‌كنيم، حداكثر سن را هيجده سال در نظر مي‌گيريم، كه مخاطب هاي نشريه شما را هم در بر مي‌گيرد. هدف سني يونيسف و دوچرخه يكي است. شما براي كودكان هم كار مي‌كنيد؟

  • كودكان هم بله. ولي مخاطب هاي اصلي دوچرخه نوجوانان هستند.

خب، يونيسف طرح ‌هاي مختلفي دارد و تمام تلاش خود را مي‌كند تا در زمينه آموزش كودكان و نوجوانان و تمام نهادهايي كه در ارتباط با كودكان و نوجوانان هستند، كار و فعاليت كند. اين طرح‌ها شامل سلامت بچه‌ها، حقوق، تغذيه، آموزش و پرورش آنها و همچنين توانمندي مادران مي‌شود. يكي از اين طرح‌ها كاري است كه يونيسف پيشگام آن بوده و الان به عنوان يك همراه با دولت ايران فعاليت مي‌كند. ذكر اين نكته لازم است كه تمام طرح هاي يونيسف يك پشتيبان دولتي دارد.

  • نوجوانان چگونه مي‌توانند با يونيسف همكاري كنند؟

در اين زمينه در حال تدارك برنامه‌اي هستيم كه بچه‌ها در آن مشاركت بيشتري داشته باشند. خيلي‌ها فكر مي‌كنند چون يونيسف يك سازمان بين‌المللي است، داخل شدن به آن خيلي سخت است. ولي اصلاً اين‌طور نيست. همه ما آشنايي‌مان با يونيسف از طريق كارت‌هاي تبريكي است كه در كتابفروشي‌ها به فروش مي‌رود. خريد اين كارت‌ها يكي از بهترين راه‌هاي كمك و همكاري بچه‌ها و بزرگ‌ترها به يونيسف است. خريد محصولات يونيسف كه همه جا در دسترس است، يك همكاري خوب با اين سازمان است. بچه‌ها اگر مي‌خواهند براي تولد دوستان و آشنايان خود كادويي بخرند، مي‌توانند محصولات يونيسف را انتخاب كنند، آنها بايد بدانند با اين خريد، به بچه‌هاي سرزمين خودشان كمك مي‌كنند. آنها فكر نكنند يونيسف ايران براي بچه‌هاي سرزمين‌هاي ديگر كار و فعاليت مي‌كند. يونيسف ايران براي بچه‌هاي ايران كار مي‌كند و بچه‌هاي مناطق محروم (12 شهرستان در سه استان هرمزگان، سيستان و بلوچستان و آذربايجان غربي) از آن جمله اند. يونيسف طرح‌هاي مختلفي هم با ديگر سازمان‌هاي غيردولتي دارد.

  • همكاري ديگري از طرف نوجوانان پيش‌بيني شده است؟

داريم طرحي را شروع مي‌كنيم كه اميدواريم به نتيجه برسد. بسياري از نوجوانان و جوانان وقتي مرا مي‌بينند، همين سؤال شما را تكرار مي‌كنند و مي‌پرسند ما چه‌طور مي‌توانيم همكاري نزديك‌تر و بيشتري با يونيسف داشته باشيم؟ فكر مي‌كنم با افتتاح باشگاه دوستان يونيسف، اين مسئله تا حد زيادي حل شود. با افتتاح اين باشگاه، هم بچه‌ها و هم ديگر علاقه‌مندان مي‌توانند از برنامه‌هاي يونيسف باخبر شوند و در كارهاي آن مشاركت و همكاري داشته باشند. با اين كار، ارتباط بچه‌ها و عموم مردم با يونيسف، خيلي بيشتر و نزديك‌تر مي‌شود.

  • اخيراً سفرهاي زيادي  داشته‌ايد. اين سفرها به چه منظوري بوده است؟

در درون يونيسف چند طرح مختلف وجود دارد كه بيشترمربوط به منطقه هاي محروم كشور است. يونيسف براي رسيدگي به نوع انجام كار، بايد بازديدهايي از اين منطقه‌ها داشته باشد. اين بازديدها براي اين است كه ببينيم چه كارهايي صورت گرفته و چه كارهاي ديگري لازم است تا صورت گيرد. من هم ترجيح مي‌دهم به عنوان يك همراه در كنار آنها باشم و دوستان يونيسف هم از اين موضوع استقبال كرده اند. ما در كنار هم سعي مي‌كنيم بازتاب اين سفرها را بيشتر نشان دهيم تا اين سؤال هم براي نوجوانان و هم براي بزرگ ترها مطرح شود كه يونيسف در  ايران چه كارهايي مي‌كند و چه اتفاق‌هايي را به وجود مي‌آورد؟ سفر قبلي ما به اروميه بود و از چند شهرستان اطراف آن هم بازديد كرديم. اين سفر به خاطر طرح مكملي بود كه در زمينه تغذيه، سلامت و رشد كودك و ثبت تولد اتفاق مي‌افتاد. معمولاً در منطقه‌هاي محروم، آموزش كودكان پيش از ورود به دبستان وجود ندارد. اين طرح در خدمت اين هدف است كه اين مشكل را حل كند. اين كار با راه‌اندازي طرح «روستا- مهدها»، جنبه عملي به خودش گرفته است. در اين محل، كودكان، آموزش‌هاي پيش دبستاني را مي‌بينند، اين كار با راه‌اندازي 42 مركز شروع شد و با همكاري دولت اين حركت ادامه پيدا كرد. خوشحالم اعلام كنم كه در حال حاضر اين تعداد در كل كشور به
پنج هزار تا رسيده است. ولي با توجه به تعداد هفتاد هزار روستايي كه داريم، تعداد اين «روستا- مهدها» بايد بيشتر و بيشتر شود. در جريان اين سفرها به اين «روستا- مهدها» سر زديم و از نزديك ديديم كه آنها چگونه كار مي‌كنند و بچه‌ها  چه وضعيتي دارند. بخش مهمي از كار بچه‌ها در اين مركزها  بازي كردن است كه به كمك آن، خيلي چيزها را ياد مي‌گيرند. يك وعده غذاي گرم  هم به آنها داده مي‌شود، تا فقر غذايي را كه بچه‌هاي اين منطقه ها با آن درگير هستند، كم كند.

  • در كنار بازي‌هاي بچه‌ها، شما براي آنها نقش هم بازي مي‌كنيد؟ مثلاً يك تئاتر كوتاه؟ يا اين كه بيشتر به وظيفه يونيسفي‌تان مي‌رسيد؟

مي‌شود گفت هم نماينده يونيسف هستم و برايشان بازي هم مي‌كنم، اين دو را نمي‌شود از هم جدا كرد. در سطح عمومي، هر كس مرا مي‌بيند، نام يونيسف به ذهنش مي‌رسد و هر كس نام يونيسف را مي‌شنود، به ياد من مي‌افتد.

  • جوري صحبت مي كنيد كه انگار خيلي راضي هستيد و  اين نوع فعاليت را دوست داريد؟

خيلي زياد. امكان ندارد  در محلي باشيد كه بچه‌ها در آنجا حضور داشته باشند و شما خوشحال نشويد و از آنها انرژي  نگيريد. آنها به ما خيلي چيزها ياد مي‌دهند. با آن كه اين سفرها، سفرهاي سختي بودند، ولي شادي و اميد آنها هم به من چيزهاي زيادي ياد مي‌دهد و مرا در كاري كه انجام مي‌دهم قوي‌تر و ثابت‌قدم‌تر مي‌كند.

  • اين سفرها، لطمه‌اي به كار و فعاليت بازيگري‌تان نمي‌زند؟

به همان صحبت اول گفت‌وگو برمي‌گردم كه به نوجوانان و جوانان گفتم در كنار حرفه بازيگري، كار ديگري هم داشته باشند. از روزي كه كار بازيگري را شروع كردم، هيچ حسابي روي درآمد آن باز نكردم. در كنار آن كار ديگري داشتم. من در يونيسف فعاليت مي‌كنم و يك توليدي لباس هم دارم. بازيگري برايم يك عشق است و حتماً هدف اول و اصلي را تشكيل مي‌دهد. اما اگر يك برنامه‌ريزي درست داشته باشيم، مي‌توانيم به همه كارهاي خود برسيم. اين يكي از چيزهايي است كه در طول اين سال‌ها ياد گرفته‌ام. در حال حاضر هم به فعاليت يونيسف مي‌رسم و سفرهايم را مي‌روم و هم در فيلم‌هاي جديد بازي مي‌كنم. براي مثال، با وجود اين همه برنامه، من سال قبل در چهار فيلم سينمايي بازي كردم.

  • شايد براي  نوجوانان خواننده دوچرخه جالب باشد كه بدانند با وجود توليدي لباس، خياطي هم مي‌كنيد؟

در حد كم بله. ولي وقتي قرار باشد كار گسترش داشته باشد، خير. خوشبختانه به دليل حرفه بازيگري، من مجبورم براي هر فيلم تازه‌اي يك چيز‌هايي را (حتي در حد ابتدايي) ياد بگيرم. براي مثال من ورزش تاي چي را براي يك فيلم ياد گرفتم و به كلاس شمشيربازي و ژيمناستيك رفتم تا در يك نمايش، بتوانم نقشم را بهتر بازي كنم.

  • شما سال قبل جايزه بهترين بازيگر نقش مكمل را براي «بيست» گرفتيد. جايزه و تشويق چه تأثيري در كار شما دارد؟

اصلاً فرق نمي‌كند شما چه سني داريد و در چه موقعيت و جايگاه و حرفه‌اي هستيد.چه نوجوان باشيد و چه بزرگسال، جايزه هميشه بهترين مشوق است و من هم قطعاً خيلي از آن خوشم مي‌آيد. در عين حال با تشويق و جايزه دادن، وظيفه يك بازيگر سخت‌تر مي‌شود. كسي كه جايزه مي‌گيرد در ادامه مسير خود، كمتر بايد خطا كند.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 1:45  توسط کامی  |